بررسي علل عقب ماندگي کشورها از نظر علمي، صنعتي و اقتصادي
بطورکلي علل عقب ماندگي کشورها از نظر علمي، صنعتي و اقتصادي را
ميتوان به چند دسته طبقهبندي کرد :
خود باختگي: گروهي از مردم جهان در اثر تبليغات کشورهاي قدرتمنددچار باورهاي
غلطي گشتهاند که نتيجه آن چيزي جز عقب ماندگي و فقر نيست.خود باختگي در برابر
کشورهاي توسعه يافته، يکي از باورهاي نادرست است.
خود باختگان ميپندارند که از نوآوري، نبوغ و استعداد بيبهره اند و هميشه بايد منتظر
بمانند تا نظريههاي علمي ، اختراعات و اکتشافات کشورهاي توسعه يافت ه به سمت
کشورهاي آنها سرازير شود.مثلا در بخش نرم افزار و سخت افزارایرانی: چرا باید منتظر
باشیم که از کشور های دیگر نرم افزار هاوسخت افزار های جدید بیاید تا ما از آن ها
استفاده کنیم؟

این سوال برای همه ی کسانی که سر رشته ای از رایانه دارند مطرح است. در ست
است که چند تن از مهندسان رایانه ی کشور نرم افزار هایی تولید میکنند و به کشور
ها صادر میکنند. ولی چرا ماتا به حال از این نرم افزار ها استفاده نکرده ایم؟من به
شخصه تا به حال از هیچ نرم افزار ایرانی استفاده نکرده ام .چون نرم افزار عمومی
کاربردی ایرانی در هیچ مغازه ای به فروش نمیرسد . وزارت فناوری اطلاعات میتواند
بودجه ی عظیمی را در بخش تولید نرم افزارو سخت افزار ارائه دهد تا کشور ما دربخش
نرم افزاروسخت افزارحرفی برای گفتن داشته باشد.تا ما در بخش نرم افزار و سخت افزار
مصرف کننده نباشیم.
ناگفته پيداست اين باور با واقعيت بسيار فاصله دارد و خودباوري و تلاش بسيارياز کشورهاي
توسعه يافته امروزي که تا نيم قرن پيش بسيار عقب افتاده بوده اند دليل بر اين مدعاست.
تا چندي پيش کم نبودند کشورهايي که بر اين باور بودند که براي دست يافت نبه رشد و پيشرفتي
که ژاپن بدان نايل شده است به طور قطع بايد از نژاد ژاپني بود و در سرزمينيبه نام ژاپن
زندگي کرد، در غير اين صورت هيچ نژاد و ملتي در هيچ نقطه دنيا قادر

به کسب توفيقي همانند ژاپنيها نخواهد بود! اما اکنون چندي است که اين پردهوهمانگيز ژاپن
کنار رفته و طلسم رقابت ناپذيري و افسانه فوق العاده بودن ژاپنيها در هم شکستهاست. در
دهههاي اخير ملتهاي ديگري وارد ميدان شدند و در عمل نشان دادند که با خود باوري ،
برنامهريزي صحيح، ايجاد ساختار مناسب در پيکره صنايع، تلاش و تکاپوي حساب شده و
واقع بينانه، به کارگيري روشهاي مناسب آموزشي و اجراي دست آوردهاي اين آموزشها
ميتوان به توسعه و پيشرفتي همانند ژاپن دست يافت . همان کاري که خود ژاپني ها با
پيشرفتهاي غرب صنعتي انجام دادند و آن را در هم شکستند. بيترديد چنين الگوهايي براي
رفع فقر از جامعه و پيشگيري از آن، مناسب ميباشند.

