با توجه به شرايط بحراني و دشواري که ايران با آن دست به گريبان است تنها
سياستپيشگان نيستند که بايد انديشه کنند بلکه همه صاحبان انديشه و تفکر
بايستي براي ساختن فردايي بهتر در يک بسيج ملي شرکت کنند و طرح سامانه
اي براي پايان دادن به فرصت سوزيها و جلوگيري از انهدام بيشتر منابع و
امکانات کشور ارائه دهند و در عمل به اجرا درآورند .ديگر مجال خرده گيري
و ماندن در گذشته نيست و با جامههاي مندرس سالهاي پيش نميتوان به
استقبال بهاررفت.بايستي از فکرهاي نو استقبال کردو با آزاد انديشي، براساس
فرهنگ بومي وملي خود،کشوري آباد، آزادومستقل همراه با فنآوري روز دنيا
ساخت.اين است آنچه که آيندگان از ما انتظا دارندوماهم ميتوانيم و بايد بتوانيم
که به چنين آرزويي تحقق بخشيم. بايستي نقش دانشگاهها در صنعت پررنگتر
شود.اين دانشگاههاهستند که ميتوانند صنايع و سازمانها را به سمت کاربرد
علوم جديد و نوآوري سوق دهند. علم و فنآوري هر دوسازنده تمدن بشرياندو
توسعه هرکدام بدون ديگري ممکن نيست.رهبري فرآيندنوآوري وتوسعه فنآوري
در اقتصاد دانش محور ، بر عهده دانشگاههاست. در اين نوع اقتصاد، توليد،توزيع
و استفاده از دانش، نقش اصلي و غالب را براي توليد ثروت دارند. امروز مهمترين
فاکتور توليد ، علاوه بر سرمايه، کارگر، زمين و سازمان اقتصادي، دانش است. اقتصاد
مبتني بر دانش خدمات مناسب با زمان كمتر و سود بيشتر را درپي خواهد داشت، از اين
رو بايستي به اقتصاد دانش محور توجه بيشتر کنيم تا:
• زودتر وارد اقتصاد دانش محور شويم و شانس بدست آوردن تجربه بيشتر و توان رقابت
بهتر را داشته باشيم و بتوانيم در برنامه توسعه كشور، استراتژيهاي مناسب با نياززمان
را در اقتصاد كشور انتخاب كنيم.
• فرصت استفاده و پشتيباني از منابع اقتصادي جهان را داشته باشيم.
• از تجربه كشورهاي ديگر مانند كره جنوبي که در گذشته شرايط اقتصادي بهتر از كشور
ما نداشته است و امروزه بعد از گذشت فقط حدود ۲۰ سال موفقيتهاي خوبي را در اقتصاد
جهاني بدست آورده است استفاده کنيم.
ساماندهي به فعاليتهاي علمي و پژوهشي و رفع مشکلات موجود در اين ناحيه کمک شاياني
به استقلال علمي و صنعتي کشور خواهد کرد و پيشرفت در جبهه علم و پژوهش تاثير مستقيمي
بر رشد اقتصاد کشور خواهد داشت. علم و فنآوري چه از طريق توليد ملي و چه از طريق انتقال
از کشورهاي ديگر باشند، بايستي از آنها در جهت توسعه و حل مشکلات علمي، صنعتي،اقتصادي
و اجتماعي کشور استفاده کرد. در همين رهگذر، از بين صنايع ايران، صنعت نفت،گاز، پتروشيمي
و مواد معدني بستر مناسبي براي انتقال، بومي سازي و توسعه فنآوريهاي مختلف ميباشندکه
با پيگيري برنامههاي هدفمند، اجراي سياستهاي درهاي باز و تقويت ارتباط با مراکز تحقيقاتي
دانشگاهي و صنعتي داخل و خارج از کشور، ميتوان به روند صنعتي شدن دستاوردهاي پژوهشي
در اين زمينه سرعت بخشيد.

